تبليغاتX
AGAINST THE WIND
AGAINST THE WIND

ترجمه ها شعر ها و نوشته های پروین طلوعی


... تراکتور ...


پای این دشت

آسمان را شیار می زند

تراکتوری که عاشق شده است

...



شنبه شانزدهم آبان 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

....ترس....

 

Stock Image - lightning. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

 

 

ترسم نه از گلوله

که از مصلوب شدنت

بر شانه های من است

رفیق

...

 


پی نوشت:

 

ارنستو چگه وارا:

 

می دانم!

گلوله را با کلمه می نويسند،

اما وقتی که از کلمات

شَقی ترين گلوله ها را می سازند،

چارهء چريکی چون من چيست؟؟؟

 

 

پنجشنبه دوم مهر 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

قدیمی تر .. حتی از خودم ....


 

آسمان

شبیه چشم های تو بود

هی تو ...

که تا صبح نیمکرهء جنوبی

ونگ میزنی...

آهای رفیق باد و قافیه ... !

آتش که کفش های تو را سوخت

نسیم های متواری

آرام از پشت سایه ات عبور کردند

تا

فتیلهء هیچ انقلاب مخملی

دیگر

از معجون سرد ماست و خیارت

بیدار نشود ...

بُزک نمردهء بهار ندیده !

چند ساله ای؟

قنداق خورشید را یادت هست

کدام دست

در بازوان تو کاشت؟

و نوزاد ماه را

بوسه نداده

به مرداب دستبند زد ... ؟

آهای پدر خواندهء چهار !

تو از کدام سیسیل

به چشم های من آمدی؟

تو از کدام فرشته

صورت مام کودکی ام را قرض گرفتی ؟


بر شانه های تو

تا

صبح ابد بیدار مانده ام .....

بارانی عجیب !

نگو که چشم های من از تو سترون است ....



 

سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

... کجاست شانه های مسیح ...




... داره دیر میشه ...




سه شنبه دهم شهریور 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

... شبیه دو بال ....

 

 

 

از

باران

بر

کلاهت

می

 افتم

شبیه دو بال

که

بر کتف کتاب مقدس

می رویند

 

 

پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

این پوتینها

 

 

 

این پوتینها برای پای من گشادند ...

قلاب بگیر

از شانه ات بالا بروم

رفیق

...

خال سرخی

میان پیشانی ات

می لرزد ...

 

 

سه شنبه بیستم مرداد 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

.... برای فرمانده "چه" .....

Stock Photography - lei draped on 
suitcases on beach, 
low angle view. 
fotosearch - search 
stock photos, 
pictures, images, 
and photo clipart

 

چمدان به دست

پرنده هائی از چشمم اریب می افتند

و میدانم

سفرهای مجعد

هنوز معطل منند....

در ایستگاههائی پراکنده

که رعد و برق، لای بلیط یکسره ام اتراق کرده است....

 


 Che Guevara - Türksolu

 

... Hasta siempre comandante ...

 

همواره شانه به شانه ات خواهیم ماند

و هم آواز با فیدل، این ترانه را سر خواهیم داد:

.... همیشگی ترین فرمانده ... !

 

ترجمهء ترانهء معروف " هاستا سیمپره کماندانته" از متن انگلیسی...

این ترانه در اصل متعلقه به ترانه سرا و خوانندهء کوبائی یعنی " کارلوس پوئبلا"

برای مطالعهء شعر از متن انگلیسی و ادامهء ترجمهء اون به فارسی،

لطفا روی ادامهء مطلب کلیک بفرمائید... پرفاووره !

راستی! ترجمه های زیادی از این ترانه به فارسی وجود داره، منم یه بار دیگه ترجمش کردم ... عیبی که نداره؟

 

 


ادامه مطلب

شنبه دهم مرداد 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

چای تلخ

Stock Photography - tea cup. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

 

گاهی

 شبیه شکوفه های برف

 در منتهاالیهِ ذهنِ سیبی هستم

که از خیابان اصلی، بخار شده است

برگهای تاریخ- خورده،

کوچه های تا دندان مسلح،

چشم ِدیدنِ دود از سرم را ... ندارند

به نام ایتالیا،

نشئه از دیوانِ شعرت،

انتهای سنگفرشها داد میزنم:

آهای این چای تلخ است ....!!!!

 

 

پنجشنبه بیستم فروردین 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

گاهی هم خودم می سوزم

 

Picture - windows. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

 

 

 

گاهی هم خودم می سوزم

 

و از پنجرهء تمام دانشگاههای بدون شرح، پائین می افتم

 

دودش به چشم رئیس های ضدّ زن نمی رود

 

خرپشته های تائید نشده نیز حتی رعشه نمی گیرند

 

نامم را هیچ خیابانی دوست ندارد،

 

مادرم چرا !

 

قلبم را به برادر ِ آزتک ام داده ام

 

چشمهایم زیاد سیاه نیستند

 

اما می شد کاریشان کرد

 

تا چند ستارهء بیوطن

 

در یکی از پیاده روهایش پناه بگیرند....

 

اورژانس !

 

 

 

 

 

چهارشنبه پنجم فروردین 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

این سهم گندم خداست ...

 

 Stock Photo - wheat field. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

 

 

 

 

این

 

سهم گندم خداست

 

دستت را بده

 

از باران بالا برویم

 

 

 ***

 

 

This wheat

 

Is God's share

 

Give me your hand

 

To climb the rain

 

 

 

از مجموعهء ۲۸ گانهء گندم

اثر وحید ضیائی

ترجمه به انگلیسی: پروین طلوعی

 

 

 

برای دیدن مجموعهء کامل به همراه ترجمه, روی 28 گانه’ گندم کلیک کنید.

 

 

 

 

 

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387  توسط پروین طلوعی  |

 

 



.... Believe in my pen



paparesehomeland@yahoo.com

 

 

... تراکتور ...
....ترس....
قدیمی تر .. حتی از خودم ....
... کجاست شانه های مسیح ...
... شبیه دو بال ....
این پوتینها
.... برای فرمانده "چه" .....
چای تلخ
گاهی هم خودم می سوزم
این سهم گندم خداست ...

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387

 

 

مجلهء شعرآستان - وحيد ضيائي
دلپرسه - حبيب شوكتي نيا
آرش نصرت الهي
پاياب - سيد هادي نوري
مجلهء poetry
مجلهء poets
جن و پري
مجلهء امضا
مانيها
رواق
عروض
مانيفست
وازنا
والس ادبي
داوود ملك زاده
پويا عزيزي
كليجا - روجا چمنكار
مهرداد فلاح
شاعران هشت - رضا شنطيا
انار خيس - ونوس رستمي
شاپرك - پروانه دلاور
غزل پست مدرن - سيد مهدي موسوي
فخرالدين سعيدي
كروب رضائي
لابيرنت لايتناه - مزرعهء پدري
پاياب - سيد هادي نوري
فلش - احسان عابدي
ترانه كده - شهاب كريمي
ناتور - اكبر دلاور و داوود ملك محمدي
صخره هاي بي ساحل - امان ميرزائي
گرگ و ميش - عليرضا عسگري
علي خانبگي
جنبش فلسفهء اردبیل
احمد کایا
پشت دیوار زمان- مهدی اکبری فر
سردبیر تنها- یاشار پورمجید
بهترین شعرهائی که خوانده ام- محمدرضا محمدی مهر
مسیر سبز آسمان
آخرین حوا - الناز سرخانلو
لیلا نوروزی
اشک عزل - سید مسیح شاه چراغی
یاشیل - عادل قلی پور

 

فرم اهداي اعضا - بيمارستان دكتر مسيح دانشوري ...
در چشمه’ چدن (ترجمه ای از من)
مرگهای نورسیده ( ترجمه ای از من)
ترجمه’ من از"مویه از لاک پشتهای 33" وحید ضیائی
ترجمه ای از من: "33 شعر عاشقانه" وحید ضیائی.

 

RSS 2.0