هلالی های بالای دار ...
شبت از داس و درد و درو اگر خالی نشد،
بیدرنگ، شالگردنی برای غزه بباف؛
هلالي هاي بالاي دار
برادران منند،
كه به سينهء آسمان، سنجاق شده اند....
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 توسط پروین طلوعی |
شب لیمو ...
لیموی همسایه خون بالا آورد
دیشب
که مرکاوا ها
مست
از خیابان ما گذشتند ...
شنبه شانزدهم آذر 1387 توسط پروین طلوعی |
ایستاده با مشت ...
از مجموعهء "۳۳ شعر عاشقانه" از وحيد ضيائي:
ترجمه: پروين طلوعي
۲) "شاعر"
سازدهني لب هائي ام
بي شمار
و لب هايم
آوازخواني دوره گرد!
***
" The poet"
The harmonica of the lips
,numerous
; I am
And a hawker singer
!my lips
سه شنبه دوازدهم آذر 1387 توسط پروین طلوعی |
كهكشان زيتون ...
ستاره های سربی را
میان ابروهای برادرانم دوره میکنم ...
اشتباه نکن!
کهکشانِ بالاي سرت،
رد خون زیتون هاست ...
سلام