تبليغاتX
AGAINST THE WIND
AGAINST THE WIND

ترجمه ها شعر ها و نوشته های پروین طلوعی


.... برای فرمانده "چه" .....

 

 

untill always

we learned to love you

from the hight of history

with the sun of your bravery

you laod siege to death

 

:Chorus

the deep transparency of your presence

became clear here

COMMANDANTE CHEGUEVARA

your glorious and strong hand

fires at history

when all of SANTA CLARA

awaikens to see you

 

:chorus

you come burning the winds

with spring suns

to plant the flag

with the light of your smile

 

:chorus

your revolutionary love

leads you to a new undertaking

where they are awaiting the firmness

of your liberating arms

 

:chorus

we will carry on

as we did along with you

and with Fidel we say to you

 

! ...UNTILL ALWAYS, COMMANDANTE

 

***

 

از اوج تاریخ آموخته ایم

عشق ورزیدن به تورا

تا همیشه ...

تو در آغوش مرگ آرمیده ای

و خورشید دلاوری ات نیز آرام گرفته است...

فرمانده!

حضور ژرفت اکنون

بیشتر احساس می شود...

دستان نیرومند و پرشکوهت

تاریخ را از نور می آکند

و تمام سانتاکلارا

به هوای دیدارت از خواب برمیخیزد

تو می آئی

تا بادها را

از خورشید های بهاری شعله ور کنی

و از نور لبخندت، پرچمی به اهتزاز در آوری.

تو با عشق طغیانگرت

مرزها را پشت سر گذاشتی

پیش به سوی آن مکانها

که در آرزوی دستان رهائی بخش تو اند.

همواره شانه به شانه ات خواهیم ماند،

و هم آواز با فیدل، این ترانه را سر خواهیم داد :

.... همیشگی ترین فرمانده ... !

 

 

 

شنبه دهم مرداد 1388  توسط پروین طلوعی  |

 

 



.... Believe in my pen



paparesehomeland@yahoo.com

 

 

... خواب تو ...
دیوار
... تراکتور ...
....ترس....
قدیمی تر .. حتی از خودم ....
... کجاست شانه های مسیح ...
... شبیه دو بال ....
این پوتینها
.... برای فرمانده "چه" .....
چای تلخ

 

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387

 

 

مجلهء شعرآستان - وحيد ضيائي
دلپرسه - حبيب شوكتي نيا
آرش نصرت الهي
پاياب - سيد هادي نوري
مجلهء poetry
مجلهء poets
جن و پري
مجلهء امضا
مانيها
رواق
عروض
مانيفست
وازنا
والس ادبي
داوود ملك زاده
پويا عزيزي
كليجا - روجا چمنكار
مهرداد فلاح
شاعران هشت - رضا شنطيا
انار خيس - ونوس رستمي
شاپرك - پروانه دلاور
غزل پست مدرن - سيد مهدي موسوي
فخرالدين سعيدي
كروب رضائي
لابيرنت لايتناه - مزرعهء پدري
پاياب - سيد هادي نوري
فلش - احسان عابدي
ترانه كده - شهاب كريمي
ناتور - اكبر دلاور و داوود ملك محمدي
صخره هاي بي ساحل - امان ميرزائي
گرگ و ميش - عليرضا عسگري
علي خانبگي
جنبش فلسفهء اردبیل
احمد کایا
پشت دیوار زمان- مهدی اکبری فر
سردبیر تنها- یاشار پورمجید
بهترین شعرهائی که خوانده ام- محمدرضا محمدی مهر
مسیر سبز آسمان
آخرین حوا - الناز سرخانلو
لیلا نوروزی
اشک عزل - سید مسیح شاه چراغی
یاشیل - عادل قلی پور

 

فرم اهداي اعضا - بيمارستان دكتر مسيح دانشوري ...
در چشمه’ چدن (ترجمه ای از من)
مرگهای نورسیده ( ترجمه ای از من)
ترجمه’ من از"مویه از لاک پشتهای 33" وحید ضیائی
ترجمه ای از من: "33 شعر عاشقانه" وحید ضیائی.

 

RSS 2.0