....ترس....
ترسم نه از گلوله
که از مصلوب شدنت
بر شانه های من است
رفیق
...
پی نوشت:
ارنستو چگه وارا:
می دانم!
گلوله را با کلمه می نويسند،
اما وقتی که از کلمات
شَقی ترين گلوله ها را می سازند،
چارهء چريکی چون من چيست؟؟؟
پنجشنبه دوم مهر 1388 توسط پروین طلوعی |